|
در آن شرط قدم آنست که مجنون باشی
|

دلمو بردي باز از نو
ديگه چي ميخواي
دارو ندارم مال تو
ديگه چي ميخواي
برو بذار بسوزم من با بي كسيهام
برو بذار بمونم با دلواپسيهام
هيچي نپرس فقط برو ولي فراموشم نكن
شمعمو آتيشم به پات
برو و خاموشم نكن
اگه يه روز ورق زدي دفتر خاطراتتو
يادت مياد قلب منو
ميشينه چشم به راه تو
آره برو ولي بدون اينجا يكي ميمرد برات
باور نكردي عشقشو اگه قسم ميخورد برات
ميري برو ولي فقط اينو يادت باشه عزيز
اشك زلالتو جلو چشم غريبه ها نريز
هيچي نپرس فقط برو ولي فراموشم نكن

مقصر نبودي