تبليغاتX
در ره منزل لیلی که خطرهاست -
در آن شرط قدم آنست که مجنون باشی

 

دلمو بردي باز از نو

ديگه چي ميخواي

دارو ندارم مال تو

ديگه چي ميخواي

برو بذار بسوزم من با بي كسيهام

برو بذار بمونم با دلواپسيهام

هيچي نپرس فقط برو   ولي فراموشم نكن

شمعمو آتيشم به پات

برو و خاموشم نكن

اگه يه روز ورق زدي دفتر خاطراتتو

يادت مياد قلب منو

ميشينه چشم به راه تو

آره برو ولي بدون اينجا يكي ميمرد برات

باور نكردي عشقشو اگه قسم ميخورد برات

ميري برو ولي فقط اينو يادت باشه عزيز

اشك زلالتو جلو چشم غريبه ها نريز

هيچي نپرس فقط برو ولي فراموشم نكن

 

 

مقصر نبودي
عاشقي ياد گرفتني نيست
هيچ مادري گريه را به كودكش ياد نمي دهد
عاشق كه بودي
دستِ كم
تَشَري كه با نگاهت مي زدي
دل آدم را پاره نمي كرد
مهم نيست
من كه براي معامله نيامده ام

اصل مهم اين است
كه هنوز تمام راه ها به تو ختم مي شوند
و تو در جيب هايت تكه هايي از بهشت را پنهان كرده اي
نوشتن
فقط بهانه اي است كه با تو باشم

اگر چه

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:35  توسط فاطمه  |